|
و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز
|
شاید بهتر بود موهام، آشفتگی بیشتری داشت ...
ناخن هام کمی بلندتر
و رژ لبی پررنگ ... شاید یه صورتیِ ماتِ غمگین.
اون موقع، تصویر نمیرخی که داشتم، خودِ "من"ِ این روزهام می شد ...
تصویر "من" ای که زل زده به دودِ سیگارش و داره تو خاکستریِ اون، آینده نامعلوم و لحظه های گذشته اش رو با یه غمِ زیبا نگاه می کنه ...