و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز

بعد از اتفاقاتِ تلخِ گذشته؛ با رسیدن سندِ زمینا، می شه رسما پرونده اون روزای بد و پر استرس رو بست.

نمی تونم بگم خیلی خوشحالم ! خیلی چیزا قابل جبران نیست ...

بیشتر دارم فکر می کنم چه چیزایی رو از سر گذروندم و نمی دونم اسمِ اون گذروندن، قوی بودن بوده یا تحملِ از سر ناچاری ...

 

بهرحال، همین که شبیه حسِ رهایی از اتفاقاتِ ناخواسته است؛ خوبه.

:)


Tags: روزمره ها
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵ساعت 10:56 PM  توسط پ.گ.ا.ه  |