|
و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز
|
بعد از اتفاقاتِ تلخِ گذشته؛ با رسیدن سندِ زمینا، می شه رسما پرونده اون روزای بد و پر استرس رو بست.
نمی تونم بگم خیلی خوشحالم ! خیلی چیزا قابل جبران نیست ...
بیشتر دارم فکر می کنم چه چیزایی رو از سر گذروندم و نمی دونم اسمِ اون گذروندن، قوی بودن بوده یا تحملِ از سر ناچاری ...
بهرحال، همین که شبیه حسِ رهایی از اتفاقاتِ ناخواسته است؛ خوبه.
:)