و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز
اگر کسی گلی را دوست داشته باشد

که تو کرورها و کرورها ستاره فقط یک دانه ازش هست،

برای احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و با خودش بگوید:

«گل من یک جایی میان آن ستاره هاست»

شازده کوچولو . آنتوان دو سنت اگزوپری


Tags: برگی از یک کتاب
+ نوشته شده در  جمعه ۹ بهمن۱۳۹۴ساعت 12:20 PM  توسط پ.گ.ا.ه  | 

داشتم تو راه فکر می کردم چه دلیلی می تونه پیدا شه که من در اینجا رو تخته کنم ؟

اصن چرا باید حتی بهش فکر کنم !!! ؟

 

راستش اینجا مثه یه چیزیه که نمی دونم اسمش چیه !

ینی یه جوری که می تونی همه حس هاتو، به هر وسیله ای که دوس داری، بچینی و بعدا بتونی نگاهشون کنی.

حتی راه فرارم داره برای زمانایی که اونقدررر حرف داری که از شدت حجمش فقط می تونی سکوت کنی ... اونوقت حتما یکی یه گوشه دنیا پیدا می شه که با یه شعری، یه عکسی، یه نتی، سکوتت رو فهمیده باشه و بشه؛ از اثرش استفاده کرد ...

اینجا یه جوریه که تو می تونی حس هاتو بچینی ... مثه وسیله های تزئینی یه دکوری.

می تونی ساعت ها بهشون زل بزنی ...

اونایی که دوس داری رو همیشه نگاه کنی و لذت ببری

و اونایی که دوس نداری رو قایم نکنی !  بذاری جلوی چشمت تا اونقدررر بودنشون عذابت بده که یه راهی پیدا کنی و از شرشون خلاص شی و برای همیشه تمومشون کنی.


Tags: روزمره ها
+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ دی۱۳۹۴ساعت 16:44 PM  توسط پ.گ.ا.ه  | 

 انسان در کلمات نیست که بیان منحصر می یابد،بلکه انسان در ناگفته هایش نهفته است؛

که محرم ترین شخص ،شاید از ناگفته هایش او را بشناسد.

عاطفه ی آدمی را میتوان در مویرگ چشمان او هم یافت.

محمود دولت آبادی


Tags: برگی از یک کتاب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ دی۱۳۹۴ساعت 10:31 AM  توسط پ.گ.ا.ه  |