" وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی "
و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز
پنجشنبه 12 تیر1393
نوشدارو بعد از ...

حس بعضی حرفا؛ حس نوشدارو ست بعد از مرگ سهراب .

نمی دونی بعدش باید چه حالی بشی ...

گاهی توضیح ها؛ فقط برای آرامش دادن به دلِ گویندشه.  همین !

 

سکوتِ شب، صدای بارون، طراوت حضورش  ... رقصِ قطره هاش ...

لحظه های زیباییه. جاتون خالی 

 

متنی دستم رسید که حالمو دگرگون کرد. اونقدر که فقط زل زدم به گوشی. مات شدم ... خیلی صحنه ها از جلوی چشمم رد شد. خیلی دردها دوباره راه باز کرد به قلبم ...

و عجیییب به دلم نشست . نه متن ! اون دردِ مشترک ...

و عکس العمل دوستهام فوق العاده بود.

دوستایی که خیلی هاشون اوجِ احساست رو خیلی وقتها، با چند استیکر نشون می دن، بدون استثنا چیزهایی نوشتن که ...

و فکر می کنم، همین که دردهامون مشترکه؛ کمی – شاید – حالمون رو بهتر می کنه ...

 

متن رو تو وبلاگ های مختلف دیدم. یکی رو انتخاب کردم ... نمی دونم کی نوشته. هر کی هستی دمت گرم دختر ...

میتونید بخونیدش اگه دوس داشتین. هرچند فک به دستتون رسیده باشه.

دختران بعد از انقلاب

 

گنجشککم. بسیار برات خوشحالم. بسیااار ...

تبریک می گم و برات آرزوی بهترین لحظه ها رو دارم عزیز مهربون 


برچسب‌ها: روزمره ها
+ در3:11 AM*** پ.گ.ا.ه
چهارشنبه 4 تیر1393
این روزهایِ من

دغدغه شخصی این روزای من دو چیزه ...

پایان نامه و شغل.

حس می کنم آیندم خیلی مه آلوده. از اون مه ها که نمی شه حتی یه متر جلوتر رو دید.

 

دیگه وقتی گل باشه، به سبزه هم آراسته میشه.

اونم چه سبزه ای؛ خوابای پریشون در حد توی یک قبر گذاشتن مامان و بابا.

 

این روزا فقط خاله بودنم حسِ خوب داره.

وقتی می خنده؛ دنیا می خنده... اصلا همه چی میره گم می شه ته حلقِ کوچولوش تو اون لحظه.

و من اون خاله ایم که واسه دیدن خنده اش؛ حتی کانگورو میشم براش.


برچسب‌ها: روزمره ها
+ در5:1 PM*** پ.گ.ا.ه
چهارشنبه 4 تیر1393
کبک ام ؛ کبک ای ؛ کبک ایم !

جدا از همه گرفتاری های ریز و درشتی که میاد و میره؛ این برنامه بچه داشتن و عوارض و قوانین جانبیش؛ رسما توهین به شعوره ...

بعد هی میای بزنی به کوچه علی چپ که می شنوی یه خانم گفته زن باید بمونه خونه و به شوهر و بچه اش برسه ... اونوقته که انگشت حیرت به دهان می گزی و میگی پس خودش اونجا چه می کنه ؟!

 

و چقدررر بد که هیشکی نیست بفهمه؛ ما حالمون بده ...

اونقدر بده که باخت ( علی رغم بازی زیبا ) یه یهونست برای جا دادن زورکی شادی تو لحظه های پر استرسمون.

 

تنها چیزی که یه کم آرومم می کنه حسِ حرفِ  " کی توجه می کنه به این حرفا ؟ "یِ اطرافیانه ...

هر چند؛ مثه فرو کردن سر توی برفه ! 


برچسب‌ها: روزمره ها
+ در0:48 AM*** پ.گ.ا.ه