" وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی "
و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز
پنجشنبه ۱۳ فروردین۱۳۹۴
چقدررر زوده میگذره زمان

خب !

این دومین سیزده بدر در طول زندگیمه که قراره خونه بمونم. اما برعکس بار اول با رضایته.

راستش تعطیلات جالبی نبود. بیشترش به استراحت و فکر گذشت ... سرماخوردگی ویروسی امونم رو برید و اعتراف می کنم کمی هم بحران گذشتن سه دهه زندگی.

 

93 برعکس نمادش که عاشقشم، سال خوبی نبود ... پر از درس بود. مثل بنایِ قدیمی ای که به پایان عمرش چیزی نمونده و آروم آروم دیوارهاش خالی میشه و میریزه ...

اما به همون اندازه بزرگ شدم. پخته بودن رو حس می کنم. خودم رو میشناسم. هنوز تردید هایی هست اما در کل آماده نبردم.

جدا از حسِ خوبِ همراهی قابل اعتماد داشتن، یه حسِ جدید هم چند وقتیه فکرم رو مشغول کرده. شخصیتی مستقل که باید برای شکل گیریش تلاش کنم.

دوست های خوبی اما کنارم بودن که اگر نبودن، حتما سال تلخی میشد.

 نمی خوام باز مثل دو سال قبل با سال جدید حرفی بزنم. که بگم لطفا مهربون باش، سخاوتمند باش، ما رو دوست داشته باش، یا حتی پر از اتفاقات خوب باش.

فقط میخوام به چشم یک سال خنثی ببینمش که خودم روزهاش رو رقم میزنم. شروعش با نوشتن کارهای نیمه تموم بود که دیگه امسال از دستشون راحت شم.

 

آرزو می کنم سالی پر از شادی  براتون باشه. پر از اتفاقات خوب


برچسب‌ها: روزمره ها
+ در3:52 AM*** پ.گ.ا.ه
پنجشنبه ۱۳ فروردین۱۳۹۴
حسسس

بعضی حرفا یه حس خاصی دارن. از اون حسایی که نمی دونی دقیقا چیه اما مجموعه ایه از چنتا حس قوی.

مثه حرف بابا که : "ای بابا. اون قابلمه رو نشور ... برات سنگینه"

حس کردم همون دختر بچه 9 ساله ام و بابا، دستهاش چروک نداره ...

 

راستی، خواهرزاده لطف کرده بجای عمه یاد گرفته پگاه صدام کنه ... اینطوری: paa gaaa

 

فیلم blue jasmine رو قبل پست دیدم. خیلی خوب بود ... 


برچسب‌ها: خاطره ها گم نمی شوند
+ در3:50 AM*** پ.گ.ا.ه
چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳
گواهینامه رانندگی

حالا که وقت هست، حوصله نیست.

همیشه باید یه چیزی بلنگه انگار.

- - - - - - - - - - -

از بین این همه جمعبت تو ایران، اصلا بگو جمعیت گواهینامه گرفته پاییز 83، من باید جز اون چند نفری باشم که مدارکشون سوخته ...

هنوز برگه موقت دستمه.

می گن شما گواهینامه نگرفتی ...

الان یکی توضیح بده با چی رفتم تمدید ؟!!!

 

هیچ کس جوابگو نیست

هیچ کس پیگیر نیست

هییچ مسوئلی به روی خودش نمیاره که مدارک منِ طفلی با بی احتیاطی های خودشون سوخته

 

یکی بگه من الان باید چیکار کنم آیا ؟!  

:|

 

حسم یه جوریه از دست اتفاقا؛ که مثلا گفتن کل جهانِ هستی به آرامش میرسه به شرط فقط یک قربانی .. قرعه هم افتاده به نام من.


برچسب‌ها: روزمره ها
+ در1:30 AM*** پ.گ.ا.ه