و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز

یه وقتایی، حسسِ یه لحظه هایی، مختصِ دقیقا همون زمانه !

اگه عقربه ها چند ثانیه رو رد کنن، دیگه تمومه ...

رد که شدن، تو می مونی و خاطره "یک لحظه"

 

روزمره های لعنتی ! از یادمون میبرن زمان میگذره و تنها حس ها هستن که می مونن ...

و ما چقدررر بی خیالانه؛ شادی هاشو از خودمون دریغ می کنیم.


Tags: ستاره, یک خاله عاشق
ادامه حرفام
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ساعت 2:15 AM  توسط پ.گ.ا.ه  | 

یه بادبادکه؛ که بعد از سقوط، تازه داره اوج می گیره ...

تو تمومِ اون روزهای منتظرِ اوج، امید، رنگ آسمون بهش پاشیده، تا اینبار وقتی پاش به آسمون رسید تو حجمِ آبی اون گم شه و هیییچ کس پیداش نکنه ...

داره باور می کنه آسمون؛ خونه شه،

پرواز؛ سهمشه،

اوج؛ حقشه ...

می خواد لذت ببره اما؛ وقتی یادش میاد نخی هم هست، که در حال سقوطه !

 

- - - - - - - - - -

خب، ظاهرا دیگه می شه برگشت به روال عادی زندگی وبلاگی !

هر چند من هنوز نمی تونم برای بعضی دوست هام کامنت بذارم و جویای حالشون باشم.

ستاره جون، ماتاو و گنجشککم، آسیه جون، یاسی جون و بی نقاب خوبین ؟

گنجشککم، اگه می خونی پلیز شمارتو برام بذار. گفته بودی گوشیت گم شد و ... خیلی دلتنگتم.


Tags: آسمانم ابریست
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 17:30 PM  توسط پ.گ.ا.ه  | 

وقتی یکی را دوست داری

 

وقتی یکی را دوست داری ...

وقتی همه جهان را، به یک لبخندش می بخشی ...

باید خودت را در قلبش جا بگذاری !

باید

یک نگاهش ببخشی، که در تاریکترین سیاهیِ حادثه، یک روزنه بیافریند .

جوری صدایش بزنی که از دورترین سالهایِ تنهایی حتی، آهنگِ صدایت را بشنود .

" تار و پود "  اش را بلد باشی ... " کوچه کوچه "  اش را بلد باشی ... *

 

باید کاری کنی که هر وقت دلش؛ از حجمِ تیغ و تنهایی پر شد؛

بداند، یکی هست ...

که همه جهان را؛ به یک لبخندش؛ می فروشد.

 

* عاشقانه تنهاست. چارتار

یکشنبه 11 خرداد 93


Tags: حوالی دلم
+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت 22:21 PM  توسط پ.گ.ا.ه  |